تبليغاتX
دلتنگی های رتبه اول
سرفراز باشی میهن من
سرفراز باشی میهن من     ..       ای فدایت جان و تن من

پر بها تر از هرُ گوهر    ..       خاک پاک تو وطن من

یادگارِ خونِ عاشقانِ بی نشان    ..     تا ابد بود تو را حق نگه دار

ای شمیمِ دلنوازِ عشق و معرفت  ..    سرزمین پاک ما ای ایـــران

دوستت دارم .. مهد دین مــن .. دوستت دارم .. بهترین مــن .. دوستت دارم سرزمین مـن

گر بخواهد دمی دشمنی هلاک تو  ..  گر بخواهد کسی یک وجب ز خاک تو 

می شوم تا مرزت روانه  ... خصم دون، می رانم ز خانه

با سلاحی از خشم و کینه  ... سینـه اش مـی گیـرم نشانـه

دوستت دارم .. مهد دین مـــن .. دوستت دارم .. بهترین مـــن .. دوستت دارم سرزمین مـن 

سرفراز باشی میهن من     ..       ای فدایت جان و تن من

 پر بها تر از هرُ گوهر    ..     خاک پاک تو وطن من

ایران .. ایران .. ایران ایران ایران ایـران

یادگار خون عاشقان بی نشان    ..     تا ابد بود تو را حق نگه دار

ای شمیم دلنواز عشق و معرفت  ..  سرزمین پاک ما ای ایـــران


دانلود : sarfaraz_bashi_vatane_man(www.BGH.ir).mp3

دعا بود یا نفرین
می گه انشاءالله یک شوهری گیرت می یاد که حتی یک ذره هم حاضر نمی شه برات خرج کنه...اونوقت ببینم بازم ناز می کنی برا ظرف شستن!!!

من هیچوقت برا کسی بدی نخواستم...این دیگه کیه!؟! این بشر همونی که بود هست آدم نمی شه!

ادیسون
نبوغ یعنی 10% الهام گرفتن و 90% عرق ریختن

تلاش
اکنون به شناگری پر تلاش مانم که در گل دست و پا می زند و چون بیشتر تقلا می کند کمتر به جلو میرود....

تا رسیدن به جریان آب راه بسیار و وقت اندک...


من
برای انسانهای بزرگ بن بستی وجود ندارد، چون بر این باورند که ... یا راهی خواهند یافت ، یا راهی خواهند ساخت...

منو می گه ها...کو این شکلکو که دماغش دراز می شه؟

وقتی همه خوابشون برد
دیروز برای فرار از خستگی های روحیم بابت این چند روز بلد نیستم شنیدن ها کلی التماس علی و امین کردم که با بچه ها بریم سینما شاید حال و هوام عوض شه و دوباره با قدرت ادامه بدم...بعد از یک ساعت التماس و خواهش های بزرگتر ها راضی شدند و اومدن!!

رفتیم سینما ... فیلم وقتی همه خوابیم!!!

جاتون اصلا خالی نبود... از این فیلم مزخرفتر کسی نساخته .... موزیک متنش مثل یک اره که روی آهن قراضه می کشن روی مغزم رژه می رفت ... موضوعش که کلاً موضوع نداشت... فقط فحش بود که به خودم می دادم .... به علی گفتم غلط کردم ... خیلی فیلم بدی ! زد پس کله مبارکمان ....

به هر حال وسطای فیلم علی و امین رفتن بیرون ...من هم کم کم داشت خوابم می برد ... و خدا خدا می کردم که تموم شه بریم بیرون...

راستی کلاً از 750 تا صندلی سینما 20 تاش پر بود که 8 تاش ما بودیم!!!

گفتم که خبر داشته باشیم دور از جون مثل ما خر نشین برین این فیلم را ببینین...

البته بعد از اینکه از سینما اومدیم بیرون کلی خندیدم و مسخره بازی درآوردیم و ... که خوش گذشت ولی حین فیلم به اندازه تمام زندگیم زجر کشیدم... با اون آهنگ و موضوع آشغالش

چی می گه؟!؟!
گاهی شرایط بی درمان وچاره به نظر میرسند !
آن فرشته که درکنار توست را از یاد نبر!
صدچهره دارد هزاران نام!
برخیز قدم بردار! به فرشته ای که در کنار توست اعتماد کن .....(مارگوت بیکل)

کیا بودن من را دست می انداختن که همش درباره پایان نامه محترمم می نویسم! هان...

الان هم دقیقاً می خواهم همین کار را کنم!!!

آقا ما کلی ذوق زده شدیم که آخ جون یک کتاب پیدا کردم که مدل mimic را توش توضیح داده ... شروع فرمودیم به خواندن و ترجمه تا صفحه 40 که دیدم وووووووووووی من هیچی نوفهمم که!!! کتاب را به کناری رها کرده و فکر چاره نمودیم ... القصه و الغصه که... رفتم بخش اقتصاد دانشگاه سراسری پیش یکی از استادا بلد نبود!! رفتم بخش آمار پیش یکی از استادا !! اون هم بلد نبود .... یکی از دانشجوهای دکترای آمار را هم امروز دیدم اون هم بلد نبود!!!!

حالا من موندم و مدلی که تا حالا هیچکی بلدش نیست اینجا خب ...

من هم نوفهمم که این کتابا چی می گن خب!!!

حالا چی کار کنم؟!

من
می‌اندیشم پس هستم ، هستم چون فکر می‌کنم ، و فکر می‌کنم چون شک می‌کنم . رنه دکارت
عجب
عجب عید عجیب غریبی هستا!

روز دوم فروردین همش حس می کردم که عید داره تموم می شه و رسیده به آخر!!! انگار که 11 یا 12 فروردین باشه!!

روز تولدم که بابا متفاوت تر از همیشه عمل کرد اما من هیچ حسی نداشتم...

امروز یکدفعه نگاهم به حیاط افتاد !! دیدم همه جا سبزه...؟!؟... بر خلاف هر سال که با جوانه زدن درختا جون می گرفتم امسال اصلاً ندیدمشون... اصلا نفهمیدم کی جوانه زدند کی سبز شدن!!

این عروسی چهارشنبه سوری هم که حسابی برنامه ریزی من را ریخت بهم و حالا هم اصلا نمی تونم دوباره شروع کنم...!

ای خدا...باید 1000 صفحه کتاب را ترجمه کنم ببینم بدردم می خوره یا نه!؟ واییییی ... نمی خوام م م  م ...چرا تموم نمی شه!؟!


تولدم مبارک
چقدر زود بزرگ شدم!!!!!

این هم از شروع  ۲۸ امین سال زندگیم...

تولدم مبارک

سال 87
این سال هم گذشت و رفت پی کارش...خدا را شکر که بد نگذشت...سالی هم که بد نگذره پس سال خوبی هست...

۲ تا عروسی به فاصله چند ماه ... بی تفاوتی های من .... داشتن آرامش سردی که خیلی بهتر از التهاب و اضطراب بود و ....

حیف که پایان نامه ام تموم نشد...

خدایا دوستت دارم هوارتا...کمکم کن که سال ۸۸ قشنگتر ٬ پربارتر و شادتر از سال ۸۷ باشه...پر از موفقیت و تلاش ... پر از عشق و دوستی ....برای من و همه دوستهای گلم

آمین

عید همه مبارک باشه

؟
نمی دونم کسی پیدا می شه که برا من هم اینجوری دل بسوزونه؟!!!

از آینده دل کنده ام چسبیدم به حال!

دزدای عوضی
واقعآ که...

بعد از یه هفته حالا می بینم که پست من را دزدیه به اسم خودشون گذاشتن...این بار دومشون هست که پست های nodlogin ای که گذاشتم را دزدیدند!

دیگه توی اون سایت لعنتی پست نمی ذارم...

دستا بره بالا

این هم یک آهنگ با حال به مناسبت عروسی ...

 دانلود :  Amin Rezayi - Dast Bere Bala.mp3

گوش کنید:

NodLogin 9.8
 

این هم NodLogin 9.8:

دانلود : nodlogin9.8beta_32bist.rar

ای بابا
فکر کنم آخرین نفر از ورودیمان باشم که دفاع خواهم کرد...چه زشت...

هر چند که اصلاْ از دفاع های دیروز خوشم نیومد...چیه تند تند چرت و پرت بنویسی تحویل بدی بعد هم !!!

من دوست دارم کارم مال خودم باشه نه مثل بعضیا کپی پیست!!

رتبه اول تقلب نمی کنه

یاد
اصلاً برام قابل درک نیست ...یعنی چی !! یک پسر بچه 17 ساله سکته کنه و بمیره!!

تنها چیزی که ازش یادم می یاد روزها و سفرهایی بود که با خانواده هامون رفته بودیم و اون آخر اتوبوس با بقیه پسر بچه ها آتیش می باروند و ما می خندیدم... اون موقع ها کوچولو بود ...دبستان می رفت...آخ که چقدر جوک می گفت ....و کل اتوبوس را می ریخت به هم...

هیچ چیز غیر از خنده و شادی های کودکیش یادم نمی یاد...

چقدر زود دیر شد!

حالا اون نیست...

ما بهت زده ایم ....

مصطفی جان ...روحت شاد

lisrel 8
بالاخره بعد از مدتها جستجو با کمک یک نفر تونستم نرم افزار لیزرل را دانلود کنم ...اگر افرادی مثل من دنبال این نرم افزارند می توانند آنرا از سایت آمار برای امروز و فردای نزدیک دانلود کنند
مهمانی
با کلی ذوق و شوق آماده می شی می روی مهمانی...اینقدر از مردن و مریضی و سیاست و بحران حرف می زنند که با حالت تهوع و سردرد بر می گردی خونه ...

ای بابا ...شما ها جک و حرف خوب بلد نیستین؟!

خونه موندن را ترجیح می دهم....

خیلی ناز می خونه

شهر خالی - نگاره

شهر خالی جاده خالی کوچه خالی خانه خالی
جام خالی سفره خالی ساغر وپیمانه خالی
کوچ کردند دسته دسته
آشنایان عندلیبان
باغ خالی باغچه خالی شاخه خالی لانه خالی
 
وای از دنیا که یار از یار میترسد
غنچه های تشنه از گلزار میترسد
عاشق از آوازه دلدار میترسد
پنجه خنیاگران از تار میترسد
شهسوار از جاده هموار میترسد
این طبیب از دیدن بیمار میترسد
 
ساز ها بشکست ودرد شاعران از حد گذشت
سالهای انتظاری بر من وتو بد گذشت
آشنا نا آشنا شد
تا بلی گفتم بلا شد
 
گریه کردم ناله کردم
حلقه بر هر در زدم
سنگ سنگ کلبه ویرانه را بر سر زدم
آب از آبی نجنبید
خفته در خوابی نجنبید
شهر خالی جاده خالی کوچه خالی خانه خالی
جام خالی سفره خالی ساغر وپیمانه خالی
وای از دنیا که یار از یار میترسد
غنچه های تشنه از گلزار میترسد
عاشق از آوازه دلدار میترسد
پنجه خنیاگران از تار میترسد
شهسوار از جاده هموار میترسد
این طبیب از دیدن بیمار میترسد
 
 چشمه ها خشکید و دریا تشنگی را دم گرفت
آسمان افسانه ما را به دست کم گرفت
جام ها جوشی ندارد عشق آغوشی ندارد
بر من و بر ناله هایم هیچکس گوشی ندارد
 
شهر خالی جاده خالی کوچه خالی خانه خالی
جام خالی سفره خالی ساغر وپیمانه خالی
کوچ کردند دسته دسته
آشنایان عندلیبان
باغ خالی باغچه خالی شاخه خالی لانه خالی
 
باز آ تا کاروان رفته باز آید
باز آ تا دلبرانه ناز ناز آید
باز آ تا مطرب وآهنگ و ساز آید
کاکل افشان آن نگار دلنواز آید
باز آ تا بر درها قصه اندازیم
گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم