تبليغاتX
دلتنگی های رتبه اول - خیلی ناز می خونه
خیلی ناز می خونه

شهر خالی - نگاره

شهر خالی جاده خالی کوچه خالی خانه خالی
جام خالی سفره خالی ساغر وپیمانه خالی
کوچ کردند دسته دسته
آشنایان عندلیبان
باغ خالی باغچه خالی شاخه خالی لانه خالی
 
وای از دنیا که یار از یار میترسد
غنچه های تشنه از گلزار میترسد
عاشق از آوازه دلدار میترسد
پنجه خنیاگران از تار میترسد
شهسوار از جاده هموار میترسد
این طبیب از دیدن بیمار میترسد
 
ساز ها بشکست ودرد شاعران از حد گذشت
سالهای انتظاری بر من وتو بد گذشت
آشنا نا آشنا شد
تا بلی گفتم بلا شد
 
گریه کردم ناله کردم
حلقه بر هر در زدم
سنگ سنگ کلبه ویرانه را بر سر زدم
آب از آبی نجنبید
خفته در خوابی نجنبید
شهر خالی جاده خالی کوچه خالی خانه خالی
جام خالی سفره خالی ساغر وپیمانه خالی
وای از دنیا که یار از یار میترسد
غنچه های تشنه از گلزار میترسد
عاشق از آوازه دلدار میترسد
پنجه خنیاگران از تار میترسد
شهسوار از جاده هموار میترسد
این طبیب از دیدن بیمار میترسد
 
 چشمه ها خشکید و دریا تشنگی را دم گرفت
آسمان افسانه ما را به دست کم گرفت
جام ها جوشی ندارد عشق آغوشی ندارد
بر من و بر ناله هایم هیچکس گوشی ندارد
 
شهر خالی جاده خالی کوچه خالی خانه خالی
جام خالی سفره خالی ساغر وپیمانه خالی
کوچ کردند دسته دسته
آشنایان عندلیبان
باغ خالی باغچه خالی شاخه خالی لانه خالی
 
باز آ تا کاروان رفته باز آید
باز آ تا دلبرانه ناز ناز آید
باز آ تا مطرب وآهنگ و ساز آید
کاکل افشان آن نگار دلنواز آید
باز آ تا بر درها قصه اندازیم
گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم