اصلاً برام قابل درک نیست ...یعنی چی !! یک پسر بچه 17 ساله سکته کنه و بمیره!!
تنها چیزی که ازش یادم می یاد روزها و سفرهایی بود که با خانواده هامون رفته بودیم و اون آخر اتوبوس با بقیه پسر بچه ها آتیش می باروند و ما می خندیدم... اون موقع ها کوچولو بود ...دبستان می رفت...آخ که چقدر جوک می گفت ....و کل اتوبوس را می ریخت به هم...
هیچ چیز غیر از خنده و شادی های کودکیش یادم نمی یاد...
چقدر زود دیر شد!
حالا اون نیست...
ما بهت زده ایم ....
مصطفی جان ...روحت شاد


