تبليغاتX
دلتنگی های رتبه اول - عجب
عجب
عجب عید عجیب غریبی هستا!

روز دوم فروردین همش حس می کردم که عید داره تموم می شه و رسیده به آخر!!! انگار که 11 یا 12 فروردین باشه!!

روز تولدم که بابا متفاوت تر از همیشه عمل کرد اما من هیچ حسی نداشتم...

امروز یکدفعه نگاهم به حیاط افتاد !! دیدم همه جا سبزه...؟!؟... بر خلاف هر سال که با جوانه زدن درختا جون می گرفتم امسال اصلاً ندیدمشون... اصلا نفهمیدم کی جوانه زدند کی سبز شدن!!

این عروسی چهارشنبه سوری هم که حسابی برنامه ریزی من را ریخت بهم و حالا هم اصلا نمی تونم دوباره شروع کنم...!

ای خدا...باید 1000 صفحه کتاب را ترجمه کنم ببینم بدردم می خوره یا نه!؟ واییییی ... نمی خوام م م  م ...چرا تموم نمی شه!؟!